الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

614

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

119 / آل عمران ) . عِضُون جمع است مثل : ثبون و ظبون - جمع ثبة و ظبة ( ثبة : وسط حوض يا گروه دلاوران ، ظبة : لبه تيز شمشير ) . و از اين اصل - عُضْو و عِضْو است . تَعْضِيَة : تجزيه و جدا كردن اجزاء . عَضَّيْتُهُ : جدايش كردم . كسائى « 1 » مىگويد : اين واژه يا از - عَضْو - است و يا از - عَضْه - كه درخت

--> نشان مىدهد ، در عصر نزول قرآن ، يهود و نصارى و افرادى ديگر هر آيه از قرآن را كه به سودشان بود مىپذيرفتند و از بقيّه آيات كه روشنگر كارهاى خلاف آنها بود صرف نظر مىكردند در حقيقت قرآن را پاره پاره و از هم جدا قرار مىدادند ، اين روش ناپسند و مغرضانه را در زمان ما هم عدّه‌اى چاه طلب ، كفر آشنا ، غرب و شرق زده جاهل به قرآن و اسلام عمل مىكند ، و گاهى نه تنها آياتى را عنوان كرده و از بقيّه آيات چشم مىپوشند بلكه همانند يزيد ميخواره و عيّاش از يك آيه قسمتى را مغلطه آميز دست آويز ساخته و گروهى را به انحراف و بحث و جدل مىكشانند ، مثلا در آياتى از سوره - زمر - بندگان پرهيزگار را خداوند با اوصافى معرّفى مىكند كه از جملهء صفاتشان - دورى جستن از پرستش طاغوت و پيوستگى به ياد و ذكر خدا است ، و سپس مىگويد اين گونه بندگان و خدا پرستان سخن حقّ را كه همين قرآن است مىشنوند و در مورد عمل نيكوترين وجوه را برمىگزينند و پى مىگيرند اينان را خداوند به لطف خود هدايت فرموده و براستى اينان خردمندانند - و اگر به آياتى كه واژه - قول - را معيّن كرده توجّه نشود يا ناآگاه باشيم نمىتوانيم قرآن را در كلّ بفهميم و بناچار مشمول همان ملامت خدايى هستيم لذا مىبينيم از امام صادق تفسير همين آيه را مىپرسند و ايشان مىفرمايد : و من احسن من اللَّه قولا - نيكوترين قول و سخن كلام خدا است و گزينش آن با علم و تقوى از پيامبر نقل مىكند كه فرموده است - ما شككت فدع يعنى سخنان غير قرآن كن . امّا با كمال تأسّف ديديم كه از اين آيات فقط همان قسمت ميانى آن را بر آرم روزنامه‌اى چاپ مىكردند و چه بسيار جوانان نا آشنا به مكتب و اسلام و قرآن را در دام مكتب‌هاى غير الهى و چاههاى ژرفناك غرور و انحراف سرنگون كردند و در پيشگاه خداى مسئول و گر نه نوجوانان و جوانان تشنهء حقيقت و عدالت جامعهء ما راهى غير از اسلام و قرآن نمىخواهند ، و بگفتهء سنائى : عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا عجب نبود گر از قرآن نصيبت نيست جز نقشى * كه از خورشيد جز گرمى نبيند چشم نابينا پس لازمهء فراگيرى فهم قرآن نخست تقوى است كه گفت - اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ - با تقوى باشيد تا از تعليم خدايى بهره گيريد و سپس تفسير قرآن با قرآن ، با احاديث قطعى - و بالاخره خود را در دام سخنان ترديد آميز شرق و غرب زده‌ها نينداختن . ( 1 ) يكى از قراء سبعة و پيشواى علم نحو و لغت است كه دستى در سرودن شعر نداشته تا اينكه در باره‌اش گفته‌اند در دانشمندان عرب نادانتر از كسائى به علم شعر نيست و معلّم امين پسر هارون الرّشيد بوده و او را ادبيّات آموخته . با سيبويه مجالس و مناظراتى داشته ، كسائى از ابو بكر نقّاش روايت كرده است و فرّاء .